الان دقیقن شکل این شکلکای یاهو شدم. (چرا این شکلکه که موهاشو می کنه نیست اینجا؟!)
آخه 13 ساعت هم شد زمان اجرا؟ :(
سیستم انتخاب غذا رو باز کردم و دارم غذای هفته اینده رو انتخاب می کنم. یه نگاهی هم به تاخیرهام و ساعت ورود هر روزم می ندازم، می شم این شکلی.
از اول ماه تاحالا 2:07 تاخیر و فقط 1:47 اضافه کاری! نمی دونم من چطوری یه زمانی عصر ناهار فردام رو می پختم. صبح حتی خروس نخوان بیدار می شدم و درحالی که از ترس لرزه بر اندام بودم مبادا سگها بخورندم می رفتم تا دم در خروجی دانشگاه و سوار تاکسی می شدم و می رفتم جایی که سرویس رد می شد تا برم سرکار پروژه ایم! اونم از کرج. بعدم یاد فرخنده عزیز و دوست داشتنی می افتم که موقع کارآموزی عین مامان ها صبح به اون زودی با کلی ناز و نوازش و لوس کردن از خواب بیدارم می کرد و من هیچ وقت از سرویس جا نمی موندم. چه تنبل شده ام!
کاش یکی بود، ناهار سه شنبه هفته بعد مهمونم می کرد.
كوئيلو :
دو اشتباه بسيار بزرگ، يكي اين است كه قبل از موعد اقدام به عمل كنيم و ديگري اين است كه فرصت مناسب را از دست بدهيم.