جناب همکارم از صبح هر نیم ساعت یک بار دست از کار می کشه و زمزمه می کنه،

هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد

وین طبع که من دارم با عقل نیامیزد

بعد آهی می کشه و دوباره مشغول کار می شه.

شعر از سعدی