یه جوجه تیغی تو گلوم گیر کرده، دو تا وزنه از چشمام آویزونه، با چکش همینطور می کوبن رو سرم، دو تا مورچه هم تو گوشام جا خوش کردن.... .

لب که نداشتم، حالا صدا هم ندارم... .

تا حالا که سراغ تلفن نمی رفتید بهم زنگ بزنید، تا اطلاع بعدی هم این کارو نکنید. آخه نمی تونم جواب بدم و اون وقت دلم هم می سوزه... .