....
هروقت حرفی می زنم که به مذاقش خوش نمی یاد تهدید می کنه به کاری که درگذشته می تونسته انجام بده و انجامش نداده ... چهره اش عصبی می شه و برق چشماش و خنده اش منو می ترسونه از اتفاقی که ممکن بود بیفته و نیفتاده و دیگر هرگز امکانش نیست که اتفاق بیفته مگر اینکه برگردیم به گذشته خیلی دور.به... . این می شه که تامدتها کابوسهایم برمی گردند و رهایم نمی کنند... .
......
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ ساعت 0:41 توسط سونا
|