یکی از شبکه های تلویزیون سریالی پخش می کرد که ظاهرن قراربود یه جور تبلیغات دینی مذهبی باشه! داستان در یه مهمانسرا! درقم اتفاق می افتاد . زن و شوهری از هم طلاق گرفته بودند به خاطر اخلاق بد شوهره! زن به همراه دخترش قم زندگی می کرد و مرد که مثلن پشیمان بود اومده بود قم و مهمان مهمانسرا بود. دختره قرار بود ازدواج کنه! نامه ای به پدرش نوشته بود و اورده بود مهمانسرا. ولی صاحبان مهمانسرا که مثلن پدر و پسری خیلی با ایمان و درست بودن اشتباهی نامه رو باز کرده بودند و از همه زندگی مرده باخبر شده بودند... روشون نشد نامه باز شده رو به مرده بدن و برای جبران گندکاریشون نقشه ای کشیدند و پسره خودش رو دوست صمیمی مرده جازد و زنگ زد به دختره و از طرف مرده نامه فدایت شوم ببخشید غلط کردم ی خطاب به زن مرده نوشتند و از طرف مرده دادن به دختره! زنه هم زود خر شد و مرده رو بخشید. حالا وقتی دختره با پدر بداخمش روبرو شد، ماجرای نامه دروغی برملا شد و صاحب مهمانسرا در توجیه کارش گفت: " مهم نیست که اقای فلانی درجریان بوده یانه. چون ایشون به علت غرور هیچ وقت این نامه رو نمی نوشتن! ما نشستیم فکر کردیم دیدیم باید اینکارو بکنیم و مهم کارخیر بود و...." بعد هم به دختره و مرده توصیه کردن تو راه رفتن به خونه یه عاقد هم با خودش ببرن! و بادا بادا مبارک بادا!
می دونم داستان سریاله رو خوب نتونستم تعریف کنم، فقط مونده بود تو دلم که بگم: از طرف دیگران برای کس دیگه ای نامه نوشتن یا حرفی گفتن به دروغ! چه با نیت خیر، چه با نیت شر و چه برای شوخی و خنده کثیف ترین کاریه که یه آدم می تونه انجام بده! ....
عجب تبلیغ مفتضحی بود برای مردم ایران که بدون تبلیغ هم تمام تلاششون رو برای فضولی درکار و زندگی دیگران می کنن. چه برسه به اینکه توجیه نیت خیر هم داشته باشند.... .
شاید چون مارگزیده هستم اینهمه آتیشم تنده!