برادرم مهمانم بود.
- قبلن کلی درمورد ورزش و هنرهای رزمی صحبت کرده بودیم، اون می گه، هنر رزمی یعنی خیلی وابسته به زور و قدرت نیستیم و با استفاده از تکنیک یه دخترهم می تونه کلی قوی باشه!
فراموش نکرده بود و کلی سی دی هنرهای رزمی با خودش آورده بود. سی دی ها رو (کمی) دیدیم. بعد هم کمی آموزش عملی!! در همان یه ساعت متوجه شدم برادرجانم اگه یه کم محکم مچ دستم رو بپیچونه استخونام خورد خاک شیر می شه و نمی تونم مطمئن باشم هنرمند بودن هم بتونه کمکی بکنه! اصولا بهتره آدم سروکارش با یکی خیلی قویتر از خودش نیفته! :) ولی هنر جالبیه. شاید دوره بعدی کلاس هنرهای رزمی شرکت رو ثبت نام کنم.
- فکر می کردم اوضاع آشپزیش بهتر باشه، خوبه که مادران عزیز به فکر آموزش آشپزی به پسرانشون هم باشند. تنها غذایی که تقریبن همه مردهایی که می شناسم بلدند بپزند ماکارونیه! و البته نیمرو.
- تنها کسی که رکورد مدت طولانی (تایک ساعت) تلفنی حرف زدن باهاش دارم، همین برادرم هست. کسی هم که بعد از ساعتی که باهم باشیم به سرو کله هم می زنیم اونه.
- خوبه که آدم یه برادر مهربون داشته باشه :) .