روزها به بطالت می گذرن.  تو خونه همیشه به صورت افقی هستم و یا برنامه های حوصله سربر تلویزیون رو می بینم یا کتاب می خونم از نوع تکراریش یا هیچی. در محل کارم هم روند فسیل شدنم شروع شده کارمان روتین شده و هیچ انگیزه ای برای اینکه کمی خودم رو تکان بدم و چیزی به دانسته هام اضافه کنم ندارم، با وجود اینکه خوب می دونم چقدر بی سوادم.  ماه رمضان رو هم ورزش نکردم،  بعد ماه رمضان هم کلاسها دیگه تشکیل نشدن، درنتیجه ورزش هم نمی کنم.  بدتر از همه اینا حوصله آدما رو هم ندارم،  هرکی دعوت می کنه برم خونشون بهانه می یارم و د.خ. تنها می ره. حرف هم نمی زنم! به دوستی که می دونستم می خواد بیاد خونمون و کلی مقدمه چینی می کرد درنهایت بدجنسی تعارف نکردم و حتی یک روز موبایلم رو خاموش کردم برای فرار... شدید احساس بیهودگی می کنم و زندگی مزخرفی شده.

 

    هرچند این روند ادامه داره ولی چند روزیه دارم خودم رو مجبور می کنم رنگی به روزهام بدم. پنج شنبه ای خودم رو مجبور کردم برم دیدن یه دوست متولد ماه مهر. به سلیقه خودم براش هدیه خریدم. ازون هدیه هایی که دوست داشتم مال خودم بود :) و از صبح هم بهش زنگ زدم دارم می یام که نتونم از رفتن دربرم. با اینکه قرار بود صبح برا ناهار برم بعد از ظهر به زور خودم رو از خونه بیرون انداختم و راهی کردم! دیروز خودم رو فرستادم دندون پزشکی و سر راه هم رفتم موسسه زبان. دوترمی بود به بهانه اینکه اقای رییس بزرگ معرفی نامه ام رو امضا نکرده بود با خودم لج کرده بودم و کلاس رو تعطیل کرده بودم. زمان شروع ترم جدید رو پرسیدم اقاهه برگه ثبت نام رو داد دستم و گفت جلسه اول تشکیل شده و دوشنبه تشریف بیارید جلسه دومه! بدون اینکه حرفی از معرفینامه بزنم به حساب شرکت ثبت نام کردم و معرفینامه رو گذاشتم برا اون موقع که اخطاریه صادر کنند. (این رییسمون حرصم می ده و میگه تو اگر وقت داری کلاس بری اضافه کاری بمون شرکت! من هر روز سر ساعت 4 درمی رم اونم تلافی می کنه!)  توفیق اجباری شد به این زودی برم کلاس! هرچی دنبال کتابم تو خونه و شرکت گشتم پیداش نکردم! فکر می کنم جزو اون کتابهاییه که کسی ازم امانت گرفته و دیگه پسش نداده.  امروز برم موسسه کتاب جدید بگیرم! کاش معلم شیطون و سخت گیر و همکلاسیهای شادوشنگول و زرنگی داشته باشم!

چون نمی‌توانیم آن‌چه را دوست داریم به‌دست بیاوریم، پس بیایید آن‌چه را می‌توانیم به‌دست بیاوریم دوست داشته باشیم.

  جمله بالا رو نمی دونم کجا خوندم. اگه می تونستم بهش عمل کنم خیلی خوب بود ولی هیچ وقت نتونستم!