بیژن جلالی:

"اندوه ديگر نديدن درختها
که پشت ديواري پنهانشان کردند
اندوه از دست دادن دوستاني سبز
با شکوه و مهربان
اندوه ديگر نديدن گوشه اي از آسمان
که همراهشان بود
اندوه از دست دادن دوستي آبي
صاف يا ابري
و فقط با کلمات است که گريه خواهم کرد"


شيل سيلور استاين :

"زنبوري جرج را نيش زد، جرج گفت: «اگر در رختخواب مانده بودم زنبور نيشم نمي زد» زنبوري فرد را نيش زد، صداي نعره اش بلند شد كه: «چه كرده ام كه بايد به اين روز بيفتم» زنبوري ليو را نيش زد، شنيدم كه مي گفت: «امروز يه چيزي درباره زنبورها ياد گرفتم» . "


این روزها دستی به یال و کوپال شیرمان می کشیم و می ذاریم اجرا (2 ساعت الی وقتی که نتیجه بگیریم رفته تو اغما)  ببینیم حالش چطوریاست.  بعد می نشینیم چشم می دوزیم به صفحه مانیتورمان و وقت تلف می کنیم. واضح است که تو این مدت می توان یه عالمه علم آموزی کرد ولی... . این ضمیر جمعی که بکار می بریم منظورمان فقط خودمان است (خودم)، خبرنداریم دیگر دست اندرکاران به چه کاری مشغولند.