خداحافظ کودکی! (از وبلاگ از زندگی)

در یکی از اپیزود های فیلم (روزی که زن شدم) شاهد جست و خیزهای سرخوشانه یک دختر بچه و یک پسربچه در منطقه ای درجوار آبهای خلیج فارس به بازی و خنده و شادی در کنار یکدیگر بودیم. یکی از همان روزها ناگهان زنی بر سر این دختر پوششی قرار می دهد و به او می گوید از امروز تو دیگر قرار نیست با آن پسر بچه معاشرتی داشته باشی و او به تو نامحرم است. تو دیگر "زن" هستی! و در صحنه های بعدی، پسربچه را می بینیم ایستاده در کوچه، و نگاهش به پنجره ای است بالای دیوار خانه، پنجره ای با میله های آهنی و دخترک را می بینیم که در سکوت از پشت همان پنجره به او که آزادانه در حال توپ بازی است، چشم دوخته، هر دو در بهت و حیرانی اند که ناگهان این میان چه شد ... !