یکی از اقوام که پسری 7 ساله داره، هیچ وقت حاضر نمی شه وقتی شوهرش خونه نیست تو خونه تنها بمونه و طی مسافتهای طولانی و ساعتها در ماشین و قطار نشستن و خستگی راه رو و عقب موندن از کار و زندگی رو حاضره تحمل کنه ولی حتی برای چند روز هم تنهایی (با بچه هاش) تو خونه نمونه! همین خانوم چند وقت قبل مهمانم بود و باهم صحبت که می کردیم در ادامه صحبتهاش خطاب به پسرش گفت: "پسرم دیگه بزرگ شده! الان برای خودش مردیه و می تونه مواظب مامانش باشه. از این به بعد می خواهیم وقتی باباش نیست بمونیم خونه خودمون! " تصور می کنید اگه این پسر، دختر بود مامانه به دختر 7 سالش چی می گفت؟!
این که به بچه هامون اعتماد به نفس بدیم خیلی خوبه ولی اینکه یه زن سی و چند ساله چنین حرفی رو به پسرش بزنه، اونوقت چطور از اون پسر می تونیم انتظار داشته باشیم که بعدها به زن ها و توانایی هاشون ایمان داشته باشه و احترام بذاره ؟!