وقتی دور و برت ماجراهای عشقولانه در جریان باشه اونوقت دیگه خواهی، نخواهی می فهمی که دیروز روزِ ولنتاین بوده و بعید هم نیست که حتی بری تو این مغازه هایی که عروسکهای گنده و قلبهای قرمز و شکلاتتو بسته های خوشگل به قیمتهای گزاف می فروشند.
بعد هم دعوت بشی به یه خیابان و جاده گردی و صرف شام در یه شب ولنتاینی، و تمام مدت جاده ها را تماشا کنی و سعی کنی لبخند بزنی!
عشاق گرامی و عزیز، آخه آدم در یک چنین روزی -یا شبی- دم (با ضمه د) با خودش می بره؟! :$
این قلبه عکس شکلاتیه که چون یه ساعتی تو دستم بود و باهاش بازی می کردم رنگ و روش رفت و بزرگتر از این نمی شد اینجا گذاشت!
عده ای از دوستان هم اس ام اس زده بودند که این ولنتاین چیه و بیایید روز سپندارمذگان را دریابیم.
برای گفتن دوستت دارم نباید نیازی به روز خاص و مشخصی باشه. اگر این اظهار دوستی و عشق ها واقعی باشن حالا چه فرقی می کنه چه روزی باشه.
به اضافه اینکه قدرت تبلیغات را نباید نادیده گرفت، تبلیغات وسیعی که روز ولنتاین می شه و حتی لوازم التحریر فروشی سرکوچه هم تغییر کاربری می ده و خرس و گل و قلب می فروشه!