الان دلم می خواست برم رو صندلی و داد بزنم سوووسک! ولی خب چون حتی همسایه ای هم نیست که به دادم برسه خیلی شیک سوسک کش را برداشتم و سعی کردم سوسکه باهاش دوش بگیره که الان دقیقن در کنار سطل زباله به خواب ابدی رفته! باز خدا رحم کرده سوسک کش بود و مجبور نبودم دمپایی به دست دنبالش کنم!
فکر کنم یه تشکر هم از تمام خوابگاههای سوسک خیزی که اینجانب را در برابر ترس از سوسک واکسینه کردند لازمه! بخصوص خوابگاه سمیه با اون سوسکهای بالدارش.
یاد اقا و خانو همسایه یکی از دوستان افتادم که هر وقت سوسکی تو خونشون پیدا می شه، هر دو می رن رو بلندی – اگر خانومه بره رو صندلی، آقاهه می ره رو نردبان- و با تمام وجود داد می زنند، (مثلن) زهرا خانووووم! تا این که این دوست ما بره و به دادشون برسه.... .
نکته: ظاهرا بلندی هم خیلی فایده نداره، سوسکه رو کیس کامپیوتر من – که رو میزه- رویت شد. یعنی باید تو کیس هم سوسک کش بزنم حالا؟