به سلامتی برق هم تبدیل به چشمک زن شده و دم به دقیقه داره برق می ره، نمی دونم شرکتهای دیگه چی کار می کنن ولی این جا  برای صرفه جویی همه لامپهای راهروها خاموشن و در ظلمات رفت و آمد می کنیم.  به نظرم این ساختمون یه نورگیری باید می داشت، ولی به جاش این اطاقی که من نشستم، ساخته شده... . همه کامی ها هم به یوپی اس وصل نیستن و امروز که برای بار دوم برق قطع شد،  تمام تنظیمات- نه چندان ساده-  نرم افزاری که باهاش کار می کردم پرید ... . :(  منم از لجم نشستم با کامی که وبلاگ نویسی باهاش رو ممنوع اعلام کرده ام می لاگم!! :)