بین 12 تا 17 سالگی رمانهای زیادی رو خونده بودم .
این روزها که بعضی از اون ها رو ، مثل جان شیفته(رومن رولان) و آنا کارنینا (تولستوی)، دوباره می خونم تعجب می کنم از صبر و حوصله ای که اون وقتها داشتم و این رمانهای طولانی رو می خوندم و بخصوص که می بینم کلیت داستانشون هم یادم هست و باز فکر می کنم که یعنی من می فهمیدم اصلن چیزایی که می خوندم رو؟!
یکی از رمانهایی که خیلی دوست دارم، حالا که سی ساله شدم، دوباره بخونمش، زن سی ساله (انوره دو بالزاک) هست که اون زمونا خونده بودمش....
یه کتابخونه مثل کتابخانه شهرمون –نمی دونم هنوز هم هست یا تعطیل شده؟- که همه این کتابا رو داشته باشه، می خوام... .
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ ساعت 16:32 توسط سونا
|