برق رفت!

     اونقدر درخواست یوپی اس مون بی جواب موند تا کامپیوترهام یکی بعد از دیگری نابود شدند حالا یه انشعاب از یوپی اس دزدیدیم برای خودمون! فعلن هم باید یه روز بشینم برای یکی برنامه نصب کنم و تنظیم کنم و.... .  اون یکی هم تو نوبت دکتره! این همه قطعات سوخته. دیتاهای برباد رفته. کی به کیه؟  یه پیشنهاد دادم بهم خندید رییس کوچک. گفتم لاقل برنامه قطع برق رو بهم بدن من به موقع خودم شات دان کنم منتظر قطع برق بشینم!

     کارگر طبقه انگار مرخصیه! اینجاست که باید قدرش رو دونست. سه ساعته ده بار گفتم یکی بفرستید این کامپیوتر رو ببره آخرش هم اتاق رو اشتباهی رفته! آماده کردن کامی برای ارسال به مطب دکتر خودش یه پروسه طولانیه! با اینکه حواسم هست که اگر دوست ندارم فایلی رو کسی ببینه اصلن رو کامپیوتر شرکت نداشته باشمش ولی باز هم همه هیستوریها، فایلها، عکس ها رو باید غربال کرد! بعد هم امیدوار بود پس وردی، یوزری چیزی اتفاقی جا نمونده باشه. حالا فکرش رو بکنید انجام این مراحل رو یه کامپیوتر سوخته چقدر هم سخته. با اینهمه خدا را صدهزار مرتبه شکر هاردم نسوخته.

     فکرش رو بکنید آقایون اینجا آرایشگاه دارن. ژولی پولی می یان شرکت، مرتب برمی گردن. اون وقت من از کی هر روز امروز و فردا می کنم که فرصت بشه برم آرایشگاه. دوست دارم برم موهام رو کوتاهِ کوتاهِ کوتاه کنم، یه تحول اساسی... .  

      وقتی تو خونه باشم و برق بره، اگه نوبت ساعت 8 تا 10 باشه یه چراغ قوه می گیرم دستم و می رم خیابان گردی و مردم رو تماشا می کنم که چی کار می کنن با قطعی برق؟ آقای سوپری سرکوچه که در حالت عادی هم باید 10 بار بهش بگی چی می خوای تا بفهمه و پولتون رو هم 20 بار حساب می کنه تا برق می ره در مغازه رو قفل می کنه و می ره. یه سری ها جمع می شن تو خیابون و مشغول صحبت می شن، یه سری وضعشون خوبه و برا خودشون برق اضطراری دارن ولی از همه جالبتر آقاهه هایی هستن که تو سلمونی بودن و وسط کار برق رفته! من نمی دونم چرا این آرایشگرا ادب نمی شن و هرشب همین اوضاعه. بعضی ها خیلی شجاعن. مثلن یکی حاضر شده بود زیر نور چراغ شارژی آرایشگره موهاشو کوتاه کنه! بچه هایی که تو پارکن و حاضر نمی شن از وسایل بازی دست بکشن برن . پارک پیرمردا و پیرزن های محل هم تعطیل نیست و جمعشون  برقراره... وسط راه منطقه برقی عوض می شه و دیگه برق دارن!

     موقع برگشت دیگه کوچه تاریکِ تاریک شده و کلید رو از قبل آماده و نفس تو سینه حبس می کنم و می پرم تو ساختمون! 

   ها ها! بعضیا برق که می ره یوپی اس ندارن که هیچ، برق اضطراری هم ندارن. این افراد برای گذران وقت می یان اتاق ما.

   برق اومد.