ماه پربرکت
این ماه مهلت قرارداد خونه تموم می شد و من هم تو این فکر بودم که حتمن صاحبخانه مبلغ رهن یا اجاره رو زیاد می کنه که این طور هم بود ولی مشکل خاصی هم نبود برام تا اینکه د.خ. که هر دفعه ازش می پرسیدم عروسی کیه می گفت عید، یکی دو هفته پیش یه روز اومد و گفت: تصمیم گرفتیم آخر همین ماه عروسی باشه! یعنی من باید پولش –رهن خونه- رو بهش بدم دیگه. تو همین فکرها بودم که فیش حقوقیم رو دیدم و چهره ام یکم خندان شد وقتی دیدم پاداش دادن بهمون. خوشحالی خیلی هم طول نکشید چون دقیقن همون موقع مدیرعاملمون عوض شد و اون پوله علاوه بر اینکه به حسابم واریز نشد بلکه مالیاتش هم از حقوقم کم شده بود و نمی شد کاریش کرد. تو شوک این مسئله بودم که یکی از فامیلا که 3 سال پیش یکی دوتا از لوازم خونه رو بهمون-قرض- داده بود زنگ زد و گفت خیلی شرمنده است و اینا ولی الان می خوادشون! یعنی باید می گفتم خیلی ممنوونم! قبض موبایل و تلفن اومد. تو این سه ساله حداکثر مبلغ قبض تلفنمون 26 تومن بود ولی دقیقن همین ماه مخابرات نمی دونم از کجا آیتمی به اسم تفاوت شهری بین شهری اختراع کرده و یه قبض 105 هزار تومنی تحویل من داده :(. هزار سال پیش درخواست وام داده بودم. تمامی اهالی شرکت وامشون رو گرفتن و بین 200 نفر عدل پرونده من تو بانک گم شده و هیچ کاریش هم نمی شه کرد و باید دوباره تشکیل پرونده بدم. دقیقن همین پریروز باید زیپ کیفم خراب می شد که مجبور شم یه کیف دیگه بردارم و من که همه زندگیم رو همیشه تو کیفم حمل و نقل می کردم همین امروز باید تو اون کیفم جاگذاشته باشم و الان نتونم برم دنبال کارم!
حالا یه اتفاق دیگه از این دست هم بود که دیگه گفتن نداره!
از کِی یه تور ما+سوله قرار بود بریم با همکارم و به حد نصاب نرسیده بود و من هر لحظه منتظرم درست همین الان که برای فردا کلی کار دارم که برم دنبالشون، زنگ بزنن و بگن که فردا می ریم سفر!
خدایا شکرت:)