فکر می کنم که دوست دارم برگردم به کودکی هام؟ دنیای بچه ها دنیای خیلی قشنگی است ولی من دلایل زیادی دارم که دلم نخواد برگردم به بچگی هام.
از حالا شروع می کنم و برمی گردم به گذشته. سال 79 یا نه سال 81 بهترین سالی هست که خیلی دلم می خواد برگردم به اون سال. فکر می کنم تو اون سال اشتباهاتی کردم که باعث بشن افسوس بخورم الان. ولی اگر دوباره 24 ساله شوم، تجربه های الانم را همراه دارم؟ باز همان اشتباهات را تکرار نمی کنم ؟
.....
وقتی این طرح ها و قوانین مسخره و سلیقه ای درمورد دانشگاهها و نحوه گزینش دانشجوهای دختر را می شنوم، مطمئن می شوم که هیچ وقت، هیچ وقت دلم نمی خواد الان 17 ساله باشم. یه دختر 17 ساله با کلی امید وآرزو که می خواد کنکور بده. لابد باید هر روز با یک چشمم گریه می کردم و با چشم دیگرم درس می خوندم که حالا من این همه هم زحمت بکشم، بر فرض هم که قبول شوم چه کسی پدرم را راضی خواهد کرد؟ با اینکه همیشه پدرم حمایتم کرد و در نهایت زندگیی دارم که به سختی بهش رسیده ام و خیلی خانواده های دیگر نمی توانند بپذیرندش ولی باز هم این نوشته ها را که می خونم، فکر می کنم، اگر این قوانین بود، حتمن پدر من برای امضا دستش می لرزید، حتمن برای رسیدن به خواسته هام باید صدها برابر اشک می ریختم. چه خوب که الان 17 ساله نیستم... .