
تا وقتی که یه برادر مهربون داشته باشی که بتونی باهاش هرچقدر که دلت می خواد حرف بزنی و دردِدل کنی و غصه هات رو بگی و اونم با حوصله گوش کنه، همدردی کنه، نگرانت بشه و مامان خانومیی که تا یه قطره اشک به چشمت بیاد تله پاتی باخبر می شه و زودی بهت زنگ می زنه که "چی شده" نباید گذاشت روزای رنگی سیاه بشن.
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۸۷ ساعت 21:30 توسط سونا
|