طرحهای رویایی من:
بشینم و درمورد جوجه تیغی ها تحقیق کنم، شاید بشه یه کفش یخ شکن سرخود بسازم که وقتی به قسمتهای یخی و لیز می رسیم خطر رو احساس کنه و خارهاش بزنه بیرون و یخ شکنه فعال بشه و وقتی به خشکی و سنگ می رسیم یخ شکنش خودبخود غیرفعال بشه.
یه پنجره ای بسازم برای این اتاق بی پنجره، که یه منظره بهش بدم و با توجه به هوای واقعی بیرون ساختمان و ساعت و فصل، اون منظره رو از پنجره ببینم. خب بشه وقتی برف یا بارون می باره دستم رو بگیرم زیر برف و بارون و احساسشون کنم که عالی می شه! یه وقتایی هم آفتاب تا وسط اتاق بیاد هم که دیگه چه بهتر.
بزرگترین آرزوم هم اینه که به این کامی خنگ بگم، کامی جان یکی بهمون پول بده ما بهش بدهکار می شیم و اون بستانکار می شه و اگه ما بهش پول بدیم اون بدهکار می شه و ما بستانکار. بعد خودش برنامه مالی که می خوام رو برام بنویسه تحویل بده.
یه رویایی هم دارم که اون 3 تای بالایی رو شاید بهشون برسم این یکی رو ولی فکر نکنم. اونم اینه که یه روزی برسه که این شرکت خدمات پس از فروش.... (یه شرکت خاصی مدنظرمه) معنی خدمات پس از فروش رو بفهمه.