همکارم از راه می رسه و می پرسه: " نه وار نه یوخ؟"
میگم: " بیری وار، ییرمی سی یوخ."
میگه: " یوخ بابا، ییرمی سی وار، بیری یوخ"
نمی ذاره که کار کنم، فکرم رو می فرسته پیِ اون بیری کی یوخدی .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 13:56 توسط سونا
|