بی ربط!

از وقتی فهمیده بودم که تو خواب راه می ره و همه جا سرک می کشه در اتاق و بالکن رو قفل می کردم و کلیدش رو پیش خودم نگه می داشتم! همیشه می ترسیدیم نکنه یه روز فراموش کنیم و اون از بالکن یا راه پله ها پرت بشه پایین! خیلی احتیاط می کردم. خیلی...

حالا اجساس کسی رو دارم که تو خواب راه افتاده و از اون بالا پرت شده پایین. گیج و منگم و درد.... . آآآآآآخ !  نمی دونستم یعنی؟ پس چرا احتیاط نکردم؟ نمردم ولی! زنده ام و باید با این درد شکستن بسازم. حواسم باشه بعد این در و پنجره ها رو خوب قفل کنم. محکم!!!

راستی کجایی تو کبری؟ هیچ شده یاد من کنی؟ فکر می کنم جایی که هستی خیلی خوب باشه! خیالت راحت پای من به اون جاها نمی رسه که با هم لج کنیم... .

-  وقتی می خواهید عوض بشید ولی نمی تونید و راهی به ذهنتون نمی رسه! یه راهش اینه که موهاتون رو کوتاه کنید. البته به شرطی که اونقدری موهاتون بلند باشه که با کوتاه کردنش جای خالیش رو احساس کنید :)

........

.....

...